یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۳
باب المندب، دروازه پیروزی؛ یمن در مسیر محاصره اقتصادی صهیونیسم

حوزه/ پیروزی بزرگ یمن دارای ابعادی فراتر از جغرافیا است و آب‌های دریای سرخ را در قالب یک معادله نظامی و امنیتی قرار می‌دهد که با اراده و حاکمیت یمن در بستن یا باز کردن تنگه باب المندب پیوند خورده است.

به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، نیروهای مسلح یمن، مناطق ساحل غربی را از لوث وجود مزدوران متجاوز عربستان و آمریکا پاکسازی کردند؛ عملیاتی که در مساحتی بالغ بر ۵۴۰۰ کیلومتر مربع انجام شد و شش منطقه در استان‌های تعز و الحدیده را در بر گرفت و پس از ۱۲ سال نقض حاکمیت یمن، به ثمر رسید.

بنا بر بیانیه نیروهای مسلح یمن، عملیات «والله أشد بأسًا وأشد تنکیلاً» (خداوند سخت‌گیرتر و کیفردهنده‌تر است) ۷ سپاه نظامی و تجمع نیروهای دشمن عربستان را هدف قرار داد که شامل ۳۸ تیپ نظامی بود. در این عملیات صدها نفر از نیروهای دشمن کشته، زخمی یا اسیر شدند؛ همچنین نیروهای مسلح یمن تمامی اسرای ارتش و غیرنظامیان را از زندان‌های مزدوران و تجاوزگران عربستان در ساحل غربی آزاد کردند.

ابعاد این پیروزی بزرگ از زبان علی العماد، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن

علی العماد، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله یمن، در اظهاراتی اختصاصی به سایت خبری «العهد»، درباره ابعاد این پیروزی بزرگ گفت: این پیروزی نعمتی از جانب خدا و فضل بزرگی است که با عدالتِ موضع و قضایا پیوند خورده است. فرصت‌هایی برای صلح به این دشمن عربستانی داده شد، اما او خیانت کرد، پیمان‌ها را شکست و از آنچه قبلاً متعهد شده بود، سر باز زد.

العماد در ادامه گفت: این نبرد، طرف‌های درگیر را آشکار کرد؛ طرفی که دارای فرماندهی واحد، امت واحد، مجاهد، موضع مشخص و اعلام شده و اهداف روشن است که در رأس آن‌ها رفع محاصره و پایان دادن به این تجاوز قرار دارد. و طرف دیگر که در آن ضعف، فقدان هدف و اراده، و وابستگی به تصمیم عربستان آشکار شد، علاوه بر شکنندگی در برنامه‌ریزی و مقابله و همچنین روحیه ضعیف نیروها.

پیامدهای عملیات آزادسازی ساحل غربی در سطح منطقه‌ای

پیامدهای سیاسی عملیات «والله أشد بأسًا وأشد تنکیلاً» از مرزهای یمن فراتر رفته و جهت‌گیری متفاوتی را در منطقه ایجاد کرده است که خودکامگی تجاوزگرانه عربستان را رد می‌کند.

در همین راستا، العماد اشاره کرد: در حالی که عربستان به دستور آمریکا در حال بمباران و کشتار یمنی‌ها بود و در این نبرد با آن‌ها مشارکت می‌کرد و با این کار خائن بودن و جنایت خود را نشان می‌داد، سعی داشت گاهی ادعا کند که این درگیری مذهبی، یا فرقه‌ای، یا نژادی و یا قومی است؛ اما حقیقت عربستان و گرایش او برای خدمت به دشمن آمریکایی آشکار گشت.

العماد افزود: کار به جایی رسید که آن‌ها مقدسات را نیز وارد این درگیری کردند؛ با پر کردن دروغ‌هایی مبنی بر اینکه صنعا قصد هدف قرار دادن حرمین شریفین را دارد. قطعاً این دروغ‌ها زنگ خطر را درباره این دشمن به صدا در می‌آورد؛ دشمنی که احتمالاً برای رضایت صهیونیست‌ها به دنبال هدف قرار دادن حرمین است. چرا که کسی که پرده کعبه را برای آن جناکاران در جزیره اپستین (Epstein) فرستاد تا صهیونیست‌ها را خشنود کند، آماده است برای رضایت یهود، مقدسات را بمباران کند و برای ایجاد درگیری‌های فرقه ای در منطقه اقدام نماید.

درباره جایگاه صنعا، العماد خاطرنشان کرد: ملت‌های عربی و اسلامی اکنون به صنعا، به گفتمان صنعا، به رسانه صنعا و به فرمانده بزرگ سید عبدالملک الحوثی اعتماد دارند و از این گفتمان و این رویکرد به وضوح دفاع می‌کنند. آنچه در میان برادرانمان در عراق، فلسطین، لبنان و حتی سوریه و همچنین برادران شریف ما که خارج از وطن خود از کشورهای خلیج فارس و به‌ویژه از عربستان و مراکش هستند، مشاهده کردیم، گواه این مدعا است.

وی افزود: تمام این‌ها تأکید می‌کند که یمن با دشمنی اشغالگر روبروست و امت به او اعتماد ندارد. این ملت‌ها و این صداهای آزاد دیگر تحت تأثیر سخنرانی‌های علمای دربار محمد بن سلمان قرار نمی‌گیرند؛ همان صداهای ناخوشایندی که به جهاد و دفاع از حرمین فراخوان می‌دادند، در حالی که همان افراد و همان چهره‌هایی بودند که امت را از جهاد برای دفاع از برادران مؤمن، مجاهد و مظلوم و مستضعف در غزه و فلسطین آزاد باز می‌داشتند.

پس از نبرد پاکسازی ساحل

نبرد آزادسازی ساحل غربی یک تحول استراتژیک بزرگ محسوب می‌شود؛ چرا که آنچه پس از ساحل می‌آید، با آنچه پیش از آن بود متفاوت است.

در این زمینه، العماد یادآور شد: یمن اکنون دارای حاکمیت و جایگاه خود است و دشمنان با او با هم‌ترازی رفتار می‌کنند، بلکه حتی در مورد درگیر شدن در نبرد با او نیز محتاط شده‌اند؛ به‌ویژه آنکه امروز در نبرد مقدس در تنگه هرمز، در کنار برادران بزرگوار و مجاهد خود در ایران، گرفتار و شکست‌خورده هستند.

العماد گفت: عربستان با تمام ناله و زاری‌ها شکست خورد تا جهان را برای مشارکت در نبرد خود علیه یمن بسیج کند، زیرا آنچه برای آمریکایی‌ها و کیان صهیونیستی در نبرد قبلی رخ داد، درس بسیار قدرتمند و تأثیرگذاری بود.

العماد تأکید کرد: ماهیت نبردی که امروز در حال اداره شدن است، نبرد پاکسازی از حضور آمریکا و سلطه او در منطقه است که توسط قهرمانان ما در ایران انجام می‌شود. همچنین این نبرد با هدف تضعیف رژیم صهیونیستی و شکست دادن پروژه “اسرائیل بزرگ” توسط برادران مجاهد در حزب‌الله لبنان و حماس در جریان است. همچنین نقش بزرگی برای یمنی‌ها در قطع “بازوی بلند عربی” (عربیسم) که با رویکردهای تملق‌آمیز، رسانه‌ای، مالی و فشارهای سیاسی خود به دنبال تجزیه امت است، وجود دارد.

وی افزود: در حالی که زمانی سلطه و حضور تک‌قطبی آمریکا و ابزارهای او در منطقه حاکم بود، امروز گروه بزرگی از مجاهدان وجود دارند که “وحدت میدان ها” را تشکیل داده و جبهه‌ای واحد از ملت‌ها و نهادهای مجاهد را ایجاد کرده‌اند که به وحدت امت و توانایی آن برای تغییر این واقعیت ایمان دارند. مشخص شده است که زرادخانه نظامی این گروه مؤمن، استثنایی و منحصربه‌فرد است و دشمن از دستیابی به این توانمندی‌ها یا مقابله با آن عاجز مانده است. به همین دلیل ما شاهد یک نهضت تمدنی هستیم؛ امتی که به خود ایمان دارد و به خدا و دین خود می‌بالد.

باب المندب در قبضه جبهه پشتیبانی یمن

پیروزی بزرگ یمن دارای ابعادی فراتر از جغرافیا است و آب‌های دریای سرخ را در قالب یک معادله نظامی و امنیتی قرار می‌دهد که با اراده و حاکمیت یمن در بستن یا باز کردن تنگه باب المندب پیوند خورده است.

در این راستا، دکتر عبدالملک عیسی، استاد جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه صنعا و تحلیلگر سیاسی، در اظهاراتی اختصاصی به سایت خبری «العهد» گفت: پیروزی در ساحل غربی، تنها یک گسترش جغرافیایی نیست، بلکه یک تحول استراتژیک در ساختار تجاوز به یمن و در معادلات دریای سرخ و منطقه محسوب می‌شود. گسترش سیطره از “حیس” و “الخوکه” تا “المخا”، “ذوباب”، “جبال النار” و “جزیره میون”، همزمان با پیشروی در اطراف کوه‌های “کهبوب” و استقرار در جزایر “حنیش”، یک محدوده به‌هم‌پیوسته ایجاد می‌کند که ساحل، ارتفاعات، جزایر و بنادر را با هم ترکیب کرده و به نیروهای ارتش یمن در صنعا، یک پشتیبان زمینی و دریایی یکپارچه در دروازه جنوبی دریای سرخ می‌بخشد.

عیسی اشاره کرد: این پیروزی، کمربند مزدوران را که عربستان و امارات سال‌ها برای تجمع تشکل‌های مسلح و تهدید الحدیده، تعز و باب المندب از آن‌ها استفاده می‌کردند، از میان برداشت. همچنین منجر به از دست رفتن تعدادی از پادگان‌ها، فرودگاه‌ها، مراکز فرماندهی و خطوط امدادرسانی ساحلی توسط مزدوران دشمن شد.

عیسی خاطرنشان کرد: ارتفاعات جبال النار و کهبوب اهمیت ویژه‌ای می‌یابند، زیرا بر مناطق وسیعی از ساحل و مسیرهای منتهی به ذوباب و باب المندب مشرف هستند و شرایط بهتری را برای رصد و هشدار زودهنگام و شناسایی تحرکات زمینی، دریایی و هوایی فراهم می‌کنند. با برخورداری نیروهای مسلح یمن از سامانه‌های موشکی، پهپادها و توانایی‌های شناسایی، این ارتفاعات از موقعیت‌های صرفاً دفاعی، به عنصری اساسی در یک منظومه نظارتی و بازدارنده یکپارچه تبدیل می‌شوند.

از باب المندب تا جزیره میون… وزنه استراتژیک در قلب دریای سرخ

نیروهای مسلح یمن سیطره خود را بر تمامی مناطق و جزایر ساحل غربی، از جمله جزیره میون که حیاتی‌ترین نقطه در تنگه باب المندب است، تحکم بخشیدند.

دکتر عیسی معتقد است: جزیره میون با موقعیت خود در قلب تنگه که عرض کلی آن حدود ۳۰ کیلومتر است و تقسیم شدن مسیر آبی به دو کانال کشتیرانی، ارزش استثنایی در رصد حرکت کشتی‌ها به آن می‌بخشد.

او ادامه داد: هنگامی که میون با ذوباب، کهبوب، المخا و جزایر مقابل ترکیب شود، فرآیند رصد جامع‌تر شده و برای هر قدرت متخاصمی دشوار خواهد بود که بتواند پایگاه‌هایی ایجاد کند یا تقویت دریایی را جابجا کند بدون آنکه در معرض شناسایی باشد. این بدان معناست که جغرافیا به صورت خودکار تنگه را می‌بندد و توانایی عملی برای نظارت، بازدارندگی و اعمال قواعد درگیری در صورت ضرورت فراهم می‌کند.

عیسی افزود: این پیروزی جایگاه سیاسی صنعا را از یک قدرت داخلی به یک طرف منطقه‌ای ارتقا می‌دهد که بر بخش بسیار حساس معادله امنیت دریایی تسلط دارد. این حقیقت زمانی آشکار می‌شود که بدانیم المخا حدود ۸۰ کیلومتر با باب المندب فاصله دارد؛ تنگه‌ای که در شرایط عادی حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی از آن عبور می‌کند.

به گفته عیسی، هیچ توافقاتی در مورد امنیت دریای سرخ قابل حیات نخواهند بود اگر یمن را نادیده بگیرند یا بخواهند از آن عبور کنند. همچنین فروپاشی تشکیلات مزدوران ساحل، علیرغم سال‌ها تأمین مالی و سلاح، باعث ایجاد بحران اعتماد در ابزارهای محلی عربستان و امارات می‌شود و تأکید می‌کند که برتری هوایی به تنهایی نمی‌تواند نفوذ سیاسی یا نظامی را در زمین تثبیت کند.

دکتر عیسی این پیروزی را فرصتی برای بازسازی فعالیت بندر المخا، تأمین امنیت فعالیت صیادان و بازیابی حرکت تجاری و خدماتی در مناطقی می‌داند که سال‌ها به پادگان نظامی تبدیل شده بودند.

مؤسسه بنادر دریای سرخ آغاز مراحل بازگشت تدریجی بندر به فعالیت را اعلام کرده و گفته است که «۸۵ کشتی طی کمتر از ۷۲ ساعت از باب المندب عبور کرده‌اند که تقریباً معادل ۹۶ درصد از حرکت عادی است. این شاخص‌ها دلیلی عملی ارائه می‌دهند که صنعا می‌تواند میان داشتن قدرت و حفاظت از کشتیرانی تجاری جمع کند و تلاش‌هایی را که می‌خواهد حضور آن را به عنوان تهدید همه‌جانبه برای تجارت بین‌المللی جلوه دهد (آن‌گونه که عربستان می‌خواهد)، شکست دهد.»

دکتر عیسی اهمیت این تحول را از نظر منطقه‌ای، با توجه به اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز و افزایش وابستگی کشورهای منطقه به دریای سرخ، مورد تأکید قرار می‌دهد. او گفت: هر قدرتی که توانایی تأثیرگذاری بر باب المندب را داشته باشد، مستقیماً بخشی از معادلات انرژی، تجارت و امنیت بین‌المللی می‌شود. لذا بازپس‌گیری ساحل، حاشیه مانور عربستان را کاهش داده، هزینه هر تجاوز جدید را افزایش می‌دهد و نشان می‌دهد که حملات هوایی بدون حضور نیروهای زمینی توانایی کار در محیط‌های بسیار پیچیده کوهستانی و ساحلی را ندارند.

آزادسازی ساحل غربی… پیروزی برای فلسطین

جبهه پشتیبانی یمن پس از تحکم بر تنگه باب المندب، نقشی عمیق‌تر و دقیق‌تر در حمایت از غزه و فلسطین ایفا می‌کند.

دکتر عیسی درباره این نقش اشاره کرد: باب المندب ورودی جنوبی دریای سرخ است، در حالی که بندر اشغالی اُم الرشراش (ایلات) در دورترین نقطه شمالی آن قرار دارد؛ بنابراین کشتی‌های مرتبط با دشمن “اسرائیل” که از اقیانوس هند به سمت بنادر آن حرکت می‌کنند، در این محدوده استراتژیک عبور می‌کنند.

او افزود: تسلط بر ساحل، ارتفاعات و جزایر، به یمن توانایی بیشتری در رصد و تمایز میان کشتی‌ها، اعمال فشار بر منافع دشمن و مجبور کردن او به گسترش گسترده حضور دریایی‌اش و افزایش هزینه‌های بیمه، حفاظت و حمل‌ونقل می‌دهد.

عیسی در پایان سخنان خود تأکید کرد: پیروزی در ساحل غربی، دستاوردی برای یمن و فلسطین است؛ زیرا هم جبهه داخلی را محافظت می‌کند، هم ابزارهای تجاوز را تضعیف می‌نماید، هم به صنعا برگ برنده بازدارندگی منطقه‌ای می‌بخشد و هم جغرافیا را به عنصری فعال در محاصره دشمن “اسرائیلی” و فشار اقتصادی و نظامی بر او تبدیل می‌کند، در حالی که امنیت کشتیرانی تجاری غیر هدف قرار گرفته، ایمن باقی می‌ماند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha